تبليغاتX
تریبون موسسه ی غیر دولتی ترانه
 گفته هاي يك معلم

_  این مجله ها به چه درد شما می خورند که سر کلاس هم آنها را ورق می زنید ؟شما با عکس های فراوان  روی جلد و درون این مجله ها چه نسبتی دارید ؟

_ خانم وقتی که ما اینها را  می بینیم احساس بدبختی می کنیم . همه اینها را دوست دارند ولی هیچ کس مارا دوست ندارد . خانم ببینید اینها چقدر خوشگل هستند ، ولی ما زشت هستیم .

تا این جمله ها را می گوید یکی از دانش آموزان اعتراض می کند که :

_ کی گفته ما زشت هستیم اگه روی چهره ما هم مثل آنها هفت قلم که نه ، صد قلم بتونه کاری کنند از آنها هم خوشگل تر می شویم .       ( دانش آموزان دبیرستان شهید مرزبان روستای بزینه رود – قیدار)

 

                                                    **************

بخش اعظم رسانه ها – صدا وسیما و اغلب نشریات که هزینه ی  دولتی دارند – در اختیار افراد غیر متخصص مرکز نشینی است که بدون در نظر گرفتن فرهنگ ، زبان و وضعیت زندگی در نقاط مختلف – از جمله روستاها و حاشیه ی شهر ها که جمعیت فراوانی دارند و حتی اغلب ، نیاز های اولیه شان ( خوراک و پوشاک ) نیز تامین نیست – تنها برنامه و تصاویری را پخش و منتشر می کنند که نماینده ی درصد اندکی از جامعه است  .

مدام در تلویزیون و مجلات شاهد تصاویری هستیم که آخرین مدل های پوشش و آرایش را تبلیغ می کنند و دکوراسیون محل زندگی آنها نیز هیچ سنخیتی با امکانت زندگی اکثر شهروندان ندارد .

اکثر افراد جامعه با دیدن این نوع زندگی که ظاهری شیک و فریبنده دارد احساس حقارت می کنند . همچنان که دختران دانش آموز روستایی در منطقه ی بزینه رود استان زنجان چنین احساس می کنند .

این دخترکان معصوم که اسیر تبلیغات سرمایه داری و ابزار انگاری اند، از دنیای سادگی بیرون کشیده شده اند و به آنها و فرهنگ و زبانشان به دیده ی  تحقیر نگریسته می شود ، چه جایگاهی در جامعه ی خود و جامعه ای که اسیر آن هستند خواهند داشت ؟

شاید امروز نتیجه ی این تحقیر ها بردگی باشد ولی مسلما سرانجام این تحقیر ها چیزی به غیر از بندگی است .

نوشته شده توسط دختران ترانه در سه شنبه هفدهم مرداد 1385 | موضوع: