تبليغاتX
تریبون موسسه ی غیر دولتی ترانه
 دفترچه ی ممنوع

یکی از کارهایی که دختران ترانه از ابتدا انجام می دهند ، مطالعه ی کتاب ها و رمان های فمینیستی و بحث و گفتگو راجع به آنها در جلسات هفتگی است . کتابی که آخرین جلسه در مورد آن صحبت کردیم ، کتاب " دفترچه ی ممنوع " نوشته ی آلبا دسس پدس بود . هر کس نظر و برداشت خود را از این کتاب بیان می کرد و اتفاقا برداشت ها همگی جالب بود . در اینجا جمع بندی این بحث را به عنوان معرفی کتاب بیان می کنیم.

                              ********************

"دفترچه ممنوع " یادداشت های روزانه ی زنی به نام " والریا" است که با همسرخود "میشل" و دو فرزندش "ریکاردو " و " میرلا" زندگی می کند  . این کتاب با بیان چگونگی خرید دفترچه توسط" والریا "و تصمیم او برای نوشتن آغاز می شود .

1."والریا " نمی تواند خانواده ی خود را از وجود دفترچه مطلع سازد _ چون می داند عکس العمل مناسبی نخواهند داشت_بنابراین یادداشت وقایع روزانه مخفیانه صورت می گیرد.برای مخفی کردن دفترچه  از ظرف خاکروبه ، سبد رخت چرک ها ، میان ملافه ها و .. _ که مطمئن است کسی به سراغ آنها نمی رود _ استفاده می کند و دفترچه را میان آنها پنهان می کند . تلاش برای پنهان کردن دفترچه والریا را به این نتیجه می رساند که وی در زندگی ، جایی ندارد که مخصوص خودش باشد . حتی کشویی ندارد که وسائل شخصی خود از جمله دفترچه را در آن نگهدارد .

2. وارد شدن دفترچه به زندگی والریا همانند ایجاد نوعی آگاهی در وی است . چراکه" والریا" برای یادداشت وقایع و اتفاقات روزانه خود سعی می کند دقیق تر شود ،به جزئیات توجه می کند. بعد از چند روز که ازنوشتن دفترچه می گذرد به نکات جالب توجهی می رسد که در گذشته به آنها نمی اندیشیده . والریا متوجه می شود  همه ی زندگی او همانند زندگی بسیاری از زنان، متعلق به دیگران است که این دیگران را مادر، پدر ،شوهر ، فرزندان و... شامل می شوند . این دفترچه را می توان به عنوان شکل گیری آگاهی در والریا دانست که سبب می شود رفته رفته رفتار و افکارش تغییر یابد .اگر در ابتدای کتاب والریا انجام امور خانه و رسیدگی به افراد خانواده را وظیفه ی خود می دانست اما در انتها می بینیم که از انجام آنها ابراز نارضایتی می کند.

3. در این کتاب ما با چهار شخصیت زن مواجه هستیم .شخصیت اول _ مادر والریا _ پیرزنی است با افکار سنتی که وظیفه زن را پرداختن به امور خانه و رسیدگی به خانواده می داند. شرایط و نحوه ی زندگی خود را قبول دارد . نه تنها هیچ تلاشی برای تغییر آن نمی کند بلکه در صدد است آن را بر زنان دیگر از جمله دختر خود بقبولاند .   وی چون در برابر انجام آنچه فکر می کند مقاومت و مخالفتی نمی بیند  از آرامش برخوردار است . شخصیت دوم "والریا"_نویسنده ی خاطرات _ است . زنی که انجام امور خانه و رسیدگی به تک تک افراد خانواده را وظیفه ی خود می داند و برای کمک به وضعیت اقتصادی خانواده در اداره ای کار می کند . اما با وارد شدن دفترچه به زندگی اش متوجه مسائلی می شود که آرامش او را برهم می زنند . از طرفی سعی می کند آموزه های مادرش را قبول و عملی کند و از طرف دیگر نوعی نارضایتی در خود احساس می کند  به خصوص این نارضایتی با مشاهده ی رفتار دخترش بارزتر می شود . اما شخصیت سوم" میرلا" _دختر والریا _ که روش و شیوه ی زندگی مادر خود را قبول ندارد و سعی می کند متفاوت از آن باشد . این مساله گاهی باعث رنجش والریا می شود و در جایی می بینیم  والریا به مقایسه ی رفتار خود با دخترش می پردازد .شخصیت چهارم" کلارا" _ دوست والریا _ زن مستقلی معرفی می شود که تنها زندگی می کند. کار می کند، با افراد سرشناسی رفت و آمد دارد و نهایتا در نظر " والریا " زن موفقی است . از گفتگو های بین والریا و کلارا می توان این نکته را دریافت که هر کدام از آنها در ذهن خود دیگری را موفق تر و خوشبخت تر می داند و در درستی نحوه و شیوه ی زندگی خود دچار تردید هستند اما هیچ گاه این مساله را بازگو نمی کنند .

 

نوشته شده توسط دختران ترانه در پنجشنبه دوم شهریور 1385 | موضوع: