تبليغاتX
تریبون موسسه ی غیر دولتی ترانه
 8 مارس

 

جهان  دیگری  ممکن است ....

 

ای زن ای حضورزندگی ، دستهایت را  می خوانم  تا جهان دیگری بسازیم ، 

 

وفریادت را ، تا رهایی زنان را فریاد  زنیم .

 

               روز جهانی زن (  8 مارس ) مبارک .      

 

 

  

 

8 مارس از منظر فمينيستي مي تواند نقطه ي عطفي در تا ريخ بشر به شمار آيد .روزي كه در آن بغض هاي فرو خفته بسياري تركيدند تا تاريخ در مسير تكاملي خود تاملي كند كه چرا زنان نيمي از انسان ها در تاريخ فلسفه،اجتماع،علم و...پنهان و يا حذف شده اند ؟آيا نيمي از انسان ها از عقل و شعور بهره چنداني نبرده اند ؟آيا چنان فاصله اي بين زن و مرد وجود دارد كه مرد سرنوشت زن را تعيين مي كند؟

بيش از نيم قرن زندگي اخير زنان در سراسر دنيا واقعي ترين و صادق ترين گواه بر اين مسا له است كه زن از انجام هيچ كاري ناتوان نيست .زن مي تواند فيلسوف باشد.مي تواند حاكم باشد.مي تواند حكيم باشد.مي تواند خانواده اي را اداره كند.مي تواند سرنوشت خويش را رقم بزند و مي تواند هزاران كاري را انجام دهد كه شايد 100 سال پيش حتي در مخيله ي  زنان مبارز نيز خطور نمي كرد

براي انجام همه ي اين كارها زن بايد اشكال مختلف بردگي و حقارت را شناسايي كرده براي رهايي از آن مجدانه تلاش كند .

البته شناسايي انواع مختلف بردگي و انواع تحقير ها براي زن كار تقريبا دشواري است چرا كه به دليل پيچيده شدن جوامع اشكال مختلف بردگي و به ويژه بردگي زنان بسيار ظريف تر شده است .

در جامعه ي مدرن زن به وضوح و صراحت جنس دوم شمرده نمي شود بلكه درجه 2 بودن او در هزاران لفافه خوش رنگ و نگار پيچيده شده است كه درك همه ي اينها هوشياري و تيز بيني مضا عفي را مي طلبد .

يكي از رايج ترين و بارز ترين نمود بردگي زن در جامعه ي مدرن به كار گماشته شدن او به عنوان نيروي كار ارزان و فرمانبر دار (اين مساله ريشه ي تاريخي دارد كه در اين نوشته نمي گنجد)مي باشد كه مساله به همين جا نيز ختم نمي شود چرا كه زن همان اندك پولي را كه از بابت انجام كار سخت و طاقت فرسا  به دست مي آورد خرج خريد انواع لباس ها و لوازم آرايشي مد روز مي كند و اين بدان معناست كه زن هم جان خود را در خدمت سرمايه داري مي دهد و هم اندك پولي را كه از بابت بردگي جسمش به دست مي آورد را به طريقي ديگر در خدمت سرمايه داري پيچيده تري قرار مي دهد .

8 مارس بهانه ايست تا تمامي زنان مبارز به شكل گسترده تري انواع مختلف بردگي دنياي جديد را به يكديگر بشناسانند تا گام هاي بلند تر در راه رهايي زنان برداشته شود.

 

 

نوشته شده توسط دختران ترانه در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 | موضوع:
 دعوت عمومی

موسسه ی غیر دولتی ترانه برگزار می کند :

 

 

 

جلسه ی سخنرانی و پرسش و پاسخ

 

 

 

موضوع : بررسی جایگاه زن در قوانین مدنی

 

 

باحضور دکتر نسرین ستوده

 

 

 

زمان : پنجشنبه 11 آبان ساعت 15:30

مکان : خیابان بهار – کوچه ی کریمی – کوچه ی اول – پلاک 1/ 59

 

 

ضمنا کارگاه آموزشی کمپین یک میلیون امضا نیز در این برنامه با حضور خانم شهلا انتصاری برگزار خواهد شد

 

نوشته شده توسط دختران ترانه در سه شنبه نهم آبان 1385 | موضوع:
 دفترچه ی ممنوع

یکی از کارهایی که دختران ترانه از ابتدا انجام می دهند ، مطالعه ی کتاب ها و رمان های فمینیستی و بحث و گفتگو راجع به آنها در جلسات هفتگی است . کتابی که آخرین جلسه در مورد آن صحبت کردیم ، کتاب " دفترچه ی ممنوع " نوشته ی آلبا دسس پدس بود . هر کس نظر و برداشت خود را از این کتاب بیان می کرد و اتفاقا برداشت ها همگی جالب بود . در اینجا جمع بندی این بحث را به عنوان معرفی کتاب بیان می کنیم.

                              ********************

"دفترچه ممنوع " یادداشت های روزانه ی زنی به نام " والریا" است که با همسرخود "میشل" و دو فرزندش "ریکاردو " و " میرلا" زندگی می کند  . این کتاب با بیان چگونگی خرید دفترچه توسط" والریا "و تصمیم او برای نوشتن آغاز می شود .

1."والریا " نمی تواند خانواده ی خود را از وجود دفترچه مطلع سازد _ چون می داند عکس العمل مناسبی نخواهند داشت_بنابراین یادداشت وقایع روزانه مخفیانه صورت می گیرد.برای مخفی کردن دفترچه  از ظرف خاکروبه ، سبد رخت چرک ها ، میان ملافه ها و .. _ که مطمئن است کسی به سراغ آنها نمی رود _ استفاده می کند و دفترچه را میان آنها پنهان می کند . تلاش برای پنهان کردن دفترچه والریا را به این نتیجه می رساند که وی در زندگی ، جایی ندارد که مخصوص خودش باشد . حتی کشویی ندارد که وسائل شخصی خود از جمله دفترچه را در آن نگهدارد .

2. وارد شدن دفترچه به زندگی والریا همانند ایجاد نوعی آگاهی در وی است . چراکه" والریا" برای یادداشت وقایع و اتفاقات روزانه خود سعی می کند دقیق تر شود ،به جزئیات توجه می کند. بعد از چند روز که ازنوشتن دفترچه می گذرد به نکات جالب توجهی می رسد که در گذشته به آنها نمی اندیشیده . والریا متوجه می شود  همه ی زندگی او همانند زندگی بسیاری از زنان، متعلق به دیگران است که این دیگران را مادر، پدر ،شوهر ، فرزندان و... شامل می شوند . این دفترچه را می توان به عنوان شکل گیری آگاهی در والریا دانست که سبب می شود رفته رفته رفتار و افکارش تغییر یابد .اگر در ابتدای کتاب والریا انجام امور خانه و رسیدگی به افراد خانواده را وظیفه ی خود می دانست اما در انتها می بینیم که از انجام آنها ابراز نارضایتی می کند.

3. در این کتاب ما با چهار شخصیت زن مواجه هستیم .شخصیت اول _ مادر والریا _ پیرزنی است با افکار سنتی که وظیفه زن را پرداختن به امور خانه و رسیدگی به خانواده می داند. شرایط و نحوه ی زندگی خود را قبول دارد . نه تنها هیچ تلاشی برای تغییر آن نمی کند بلکه در صدد است آن را بر زنان دیگر از جمله دختر خود بقبولاند .   وی چون در برابر انجام آنچه فکر می کند مقاومت و مخالفتی نمی بیند  از آرامش برخوردار است . شخصیت دوم "والریا"_نویسنده ی خاطرات _ است . زنی که انجام امور خانه و رسیدگی به تک تک افراد خانواده را وظیفه ی خود می داند و برای کمک به وضعیت اقتصادی خانواده در اداره ای کار می کند . اما با وارد شدن دفترچه به زندگی اش متوجه مسائلی می شود که آرامش او را برهم می زنند . از طرفی سعی می کند آموزه های مادرش را قبول و عملی کند و از طرف دیگر نوعی نارضایتی در خود احساس می کند  به خصوص این نارضایتی با مشاهده ی رفتار دخترش بارزتر می شود . اما شخصیت سوم" میرلا" _دختر والریا _ که روش و شیوه ی زندگی مادر خود را قبول ندارد و سعی می کند متفاوت از آن باشد . این مساله گاهی باعث رنجش والریا می شود و در جایی می بینیم  والریا به مقایسه ی رفتار خود با دخترش می پردازد .شخصیت چهارم" کلارا" _ دوست والریا _ زن مستقلی معرفی می شود که تنها زندگی می کند. کار می کند، با افراد سرشناسی رفت و آمد دارد و نهایتا در نظر " والریا " زن موفقی است . از گفتگو های بین والریا و کلارا می توان این نکته را دریافت که هر کدام از آنها در ذهن خود دیگری را موفق تر و خوشبخت تر می داند و در درستی نحوه و شیوه ی زندگی خود دچار تردید هستند اما هیچ گاه این مساله را بازگو نمی کنند .

 

نوشته شده توسط دختران ترانه در پنجشنبه دوم شهریور 1385 | موضوع:
 گفته هاي يك معلم

_  این مجله ها به چه درد شما می خورند که سر کلاس هم آنها را ورق می زنید ؟شما با عکس های فراوان  روی جلد و درون این مجله ها چه نسبتی دارید ؟

_ خانم وقتی که ما اینها را  می بینیم احساس بدبختی می کنیم . همه اینها را دوست دارند ولی هیچ کس مارا دوست ندارد . خانم ببینید اینها چقدر خوشگل هستند ، ولی ما زشت هستیم .

تا این جمله ها را می گوید یکی از دانش آموزان اعتراض می کند که :

_ کی گفته ما زشت هستیم اگه روی چهره ما هم مثل آنها هفت قلم که نه ، صد قلم بتونه کاری کنند از آنها هم خوشگل تر می شویم .       ( دانش آموزان دبیرستان شهید مرزبان روستای بزینه رود – قیدار)

 

                                                    **************

بخش اعظم رسانه ها – صدا وسیما و اغلب نشریات که هزینه ی  دولتی دارند – در اختیار افراد غیر متخصص مرکز نشینی است که بدون در نظر گرفتن فرهنگ ، زبان و وضعیت زندگی در نقاط مختلف – از جمله روستاها و حاشیه ی شهر ها که جمعیت فراوانی دارند و حتی اغلب ، نیاز های اولیه شان ( خوراک و پوشاک ) نیز تامین نیست – تنها برنامه و تصاویری را پخش و منتشر می کنند که نماینده ی درصد اندکی از جامعه است  .

مدام در تلویزیون و مجلات شاهد تصاویری هستیم که آخرین مدل های پوشش و آرایش را تبلیغ می کنند و دکوراسیون محل زندگی آنها نیز هیچ سنخیتی با امکانت زندگی اکثر شهروندان ندارد .

اکثر افراد جامعه با دیدن این نوع زندگی که ظاهری شیک و فریبنده دارد احساس حقارت می کنند . همچنان که دختران دانش آموز روستایی در منطقه ی بزینه رود استان زنجان چنین احساس می کنند .

این دخترکان معصوم که اسیر تبلیغات سرمایه داری و ابزار انگاری اند، از دنیای سادگی بیرون کشیده شده اند و به آنها و فرهنگ و زبانشان به دیده ی  تحقیر نگریسته می شود ، چه جایگاهی در جامعه ی خود و جامعه ای که اسیر آن هستند خواهند داشت ؟

شاید امروز نتیجه ی این تحقیر ها بردگی باشد ولی مسلما سرانجام این تحقیر ها چیزی به غیر از بندگی است .

نوشته شده توسط دختران ترانه در سه شنبه هفدهم مرداد 1385 | موضوع:
 زنان ودانشگاه
هر ساله اين روزها بخشي از اخبار رسانه ها مربوط به اخبار دانشگاهي و آزمون ورودي دانشگاه مي باشد . اخباري مبني بر آمار شركت كنندگان در آزمون ورودي دانشگاه ها . امسال هم بيش از شصت درصد شركت كنندگان كنكور سراسري را دخترن تشكيل مي دادند. شايد يكي از دلايل اين امر اين است كه زنان امروزه با آگاهي هاي ايجاد شده بيش از گذشته نياز به استقلال مالي و داشتن شغل را احساس مي كنند زيرا خانه داري براي آنان شغل محسوب نمي شود , زن خانه داري كه استقلال مالي ندارد از هر جهت وابسته به شوهرش است . ارتباط او با دنياي خارج از خانه كم و تنها از طريق ارتباط با زنان ديگر است كه اغلب اين روابط با مخالفت شوهرش مواجه مي گردد , به دليل نداشتن منبع درآمد زندگي بعد از طلاق برايش ممكن نيست و مجبور به تحمل نابرابري ها و نارضايتي هاي موجود است . از آنجا كه بيش از شصت درصد شركت كنندگان در آزمون ورودي دانشگاه ها را دختران تشكيل مي دهد , به طبع آن بيش از نيمي از فارغ التحصيلان دانشگاه ها , زنان ودخترن هستند . اين اخبار اگرچه از بعضي جهات مسرت بخش است و حاكي از نوعي پيشرفت زنان در زمينه ي علمي و به وجود آمدن آگاهي در ميان زنان نسبت به وضعيت شان است , از جهت ديگري وجود تمايز بين زنان ومردان را در زمينه ي تسخير مشاغل به نحو بهتري آشكار مي كند . با اندكي تامل و نگرش عادلانه در مشاغل زنان در مي يابيم عليرغم اينكه بيش از نيمي از فارغ التحصيلان را زنان تشکيل مي دهند اما در بيشتر مشاغل و به خصوص در سطوح مديريتي شاهد حضور حداقلي زنان هستيم . شاید يكي از علل اين امر تفكر سنتي حاكم بر جامعه باشد كه اشتغال زنان را ضرور ي نمي داند و معتقد است زنان به دليل زن بودنشان نمي توانند در سطوح مديريتي موفق عمل كنند . با گذشت زمان و آگاهي زنان نسبت به وضعيتشان ضروري است در جهت بهبود وضعيت شغلي زنان تغييراتي ايجاد شود چراكه توجه نكردن به اين موضوع و استفاده نكردن از نيروي متخصص زنان در سطوح مديريتي نه تنها سرمايه ي صرف شده براي آموزش و تعليم اين قشر را به باد خواهد داد بلكه موجب برانگيخته شدن زنان و بروز واكنشهايي از جانب آنان خواهد شد.
نوشته شده توسط دختران ترانه در پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385 | موضوع:
 اینجا ایران است

اينجا ايران است ! سرزمين مادري من ! جايي كه سرانه ي مطالعه در روز به زحمت به چند دقيقه مي رسد .

جايي كه سن روسپيگري در آن به 13 سال كاهش يافته است و نماينده ي مجلسش فكر مي كند با اعدام زنان خياباني مي توان پرونده ي روسپيگري را بست !

سرزميني كه ترويج ازدواج هاي موقت به صورت قانوني و چارچوب بندي شده به عنوان راهكار كاهش معضل زنان خياباني مطرح مي شود!

اينجا ايران است ! جايي كه حضور زنان در ورزشگاهها از جهت نگاه كردن زن به مرد نامحرم مسائل فقهي دارد و تنها زنان متأهل مي توانند به ورزشگاه بروند . يا نه !اينجا سرزميني است كه همه مي توانند به راحتي مسابقات را به صورت زنده در تلويزيون ببينند و ضرورتي ندارد كه بانوان در فضاي نا امن ورزشگاه حضور يابند .

اينجا ايران است !سرزميني كه مانتوي تنگ و روسري كوتاه زنان را تيتر يك اخبار مي كند . جايي كه ارشاد گشت هاي پليس تا زمان رسيدن به امنيت اخلاقي ادامه دارد .

اينجا سرزميني است كه جهاد زن پوشاندن خود از نامحرم است .

اينجا ايران است ! جايي كه خودكشي واقدام به خودكشي در ميان زنان بيش از مردان است . جايي كه خشونت هاي خانگي عليه زنان بيداد مي كند .

سرزميني كه فاطمه حقيقت پژوه ‏‏, زني كه همسرصیغه ای خود را به خاطراقدام به تجاوز به دخترش به قتل رسانده , در چند قدمي اعدام قرار مي گيرد .

اينجا ايران است ! سرزميني كه مواد كنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان مخالف اسلام و شرع شناخته مي شود . كشوري كه عقد نكاح دختر قبل از رسيدن به 13 سال تمام شمسي منوط است به اذن ولي وبا تشخيص دادگاه صالحه !

جايي كه 36 هزار تومان حداكثر عيدي زنان سرپرست خانوار است .

سرزميني كه وجود قوانين مختلف درباره ثبت يا عدم ثبت ازدواج هاي موقت , دائم يا مجدد , قضات دادگاه را با مشكل و سردرگمي مواجه مي كند .

اينجا ايران است ! جايي كه در آن 8 مارس (روز جهاني زن ) را گرامي مي داريم !

اينجا ايران است ! خاكي كه بر روي آن ايستاده ايم و فرياد مي زنيم :” انرژي هسته اي حق مسلم ماست . ”

اينجا ايران است ! سرزمين مادري من ! مرز پرگهر . خاكي كه دوستش مي داريم . باور نمي كنيد؟!

 

نوشته شده توسط دختران ترانه در چهارشنبه یازدهم مرداد 1385 | موضوع:
 آشنايي با دختران ترانه
آغاز آشنايي اعضاي گروه ما , كه چندي بعد به ” دختران ترانه “ موسوم گشت , به پنج سال پيش برمي گردد . اگر نخواهم با سانسور بنويسم , ما در ستاد انتخاباتي خاتمي در دومين دوره ي كانديداتوري وي براي رياست جمهوري با يكديگر آشنا شديم . در خلال همان فعاليت ها بود كه حضور سنگين مردسالاري را بيشتر احساس كرديم و خواستيم تا فارغ از قيم مآبي هاي پدرسالارانه , جمعي زنانه تشكيل دهيم , تجربه هاي تلخ و گاه شيرين زنانه مان را براي هم بازگو كنيم و گپهاي دوستانه بزنيم و دانسته هايمان را صميمانه منتقل كنيم . دو سال جلسات غير رسمي ما به گفتگو و تبادل نظر درباره ي منابع مطالعه شده , اختصاص داشت .در اواسط سال دوم تصميم گرفتيم براي فعاليت رسمي در استان مجوز رسمي بگيريم . با تلاش و پيگيري مجدانه , اين امر در پايان سال دوم عملي شد و باعنوان ” مؤسسه ي غير دولتي ترانه“ مجوز رسمي فعاليت گرفتيم . مؤسسه ي غير دولتي ترانه در اول ديماه 1382 با سخنراني خانم مريم خراساني - روز نامه نگار ومحقق مسائل زنان- وبااهداف زير اعلام موجوديت كرد :

۱. تلاش در جهت انتقال معرفت مردانه به معرفت انساني از هستي

2.دفاع از كرامت و شرافت زن بر پايه ي تحقق حقوق بشر

 3.گسترش و تعميق آگاهي هاي حقوقي - اجتماعي زنان استان زنجان

4. شناسايي و معرفي زنان تاثير گذار جامعه

 اصول كلي و خط مشي مؤسسه ي غير دولتي ترانه عبارتند از :

الف: تعامل با كليه ي نهادهاي مدني فعال در مسائل زنان

ب: التزام عملي به اخلاق نيك و احترام به ارزش هاي انساني موجود در جامعه

ج: تلاش در جهت تغيير نگرش هاي غير انساني به زن (كه تبديل به هنجار شده است ).

گروه ترانه با فعاليت هايي چون برنامه هاي مطالعاتي , انتشار نشريه , برگزاري جلسات سخنراني , ميزگرد و ... در راستاي تحقق اهدافش گام بر مي دارد . از فعاليت هاي فصلي ترانه در سال گذشته و امسال مي توان به موارد زير اشاره كرد:

 1. شركت در تجمع اعتراضي زنان در 8 مارس (پارك دانشجو )

 2. برگزاري مراسم بزرگداشت 8 مارس با سخنراني خانم فريبا داودي مهاجر و خانم فرانك فريد

3. انتشارنشريه ي ترانه به صورت ماهانه, كه در 8 مارس ويژه نامه ي روز جهاني زن با تیراژ500 عدد منتشر و در سطح شهر پخش گرديد

 4. همفكري با اعضاي جمعيت اسلامي دانشگاه زنجان براي معرفي سخنران براي مراسم روز جهاني زن و انجام هماهنگي هاي لازم براي حضور خانم مريم خراساني

 5. هم فكري با اعضاي انجمن اسلامي دانشگاه زنجان براي برگزاري كارگاه هاي فمينيستي

 6. اعلام حمايت از تجمع مسالمت آميز زنان در اعتراض به قوانين زن ستيز در بيست و دوم خرداد ماه و انتشار ويژه نامه اي با محتواي گزارشي از اين تجمع , خواسته هاي زنان در اين تجمع و قطع نامه ي پاياني خوانده نشده در تجمع در تيراژ 300 عدد و پخش آن در سطح شهر دو روز پس از تجمع

نوشته شده توسط دختران ترانه در سه شنبه دهم مرداد 1385 | موضوع: